تبليغاتX
> ۩۞۩ رگـــــباره تـــــرانـــــــــه ۩۞۩







ویـــژه مـحـرم | |  

آنکه پایان من ...

شور به پا می کند خون تو در هر مقام می‌شکفم بیصدا در خود هر صبح و شام

باده به دست تو کیست ؟ طفل جوان جنون پیر غلام تو کیست ؟ عشق علیه السلام

در رگ عطشانتان ، شهد شهادت به جوش می‌شکند تیغ را خندة خون در نیام

ساقی بی دست شد خاک زمی مست شد میکده آتش گرفت سوخت می و سوخت جام

بر سر نی می برند ماه مرا از عراق کوفه شود شامتان ، کوفه مرامان شام

از خود بیرون زدم ، در طلب خون تو بندة حرّ توام ، اذن بده یا امام

عشق به پایان رسید ، خون تو پایان نداشت آنک پایان من در غزلی ناتمام  

 

 

 

هدیه ای برای عاشق تنها | لينک ثابت | موضوع: |

عشق | |  

من از سرزمینی می ایم
سرا پا عشق
سرزمین مرغکان عاشق
سرزمینی که تنها یک رنگ بر آن حکومت می کند:

رنگ پکی ها
رنگ خلوص
رنگ بی رنگ بودن
بی ریا بودن
بی غل و غش بودن
کبوتران سرزمین من همه سفیدند
دریاچه های زلال سرزمینم
با رقص قوهای سفید
عشق را به بی رنگی دعوت می کنند
و نجابت در سفیدی اسبان سرزمینم
خودی نشان می دهد
ترا به این سرزمین دعوتی ست
ترا آغوش به روی تمام سفیدی ها بازست
بیا به سرزمین پکی ها قدم بگذار
و بیاموز بی رنگ بودن را
و  فریاد زن :
من همان بی رنگ بی رنگم

 

 

هدیه ای برای عاشق تنها | لينک ثابت | موضوع: |

حس... | |  

 

   

  

 خدایا !

 

 

خدایا… امیدم را مگیر از من

خدایا… دل تنگ مرا مشکن

من دور از آشیانم،سر به آسمانم…بی نصیب و خسته

ماندم جدا ز یاران،از بلای طوفان…بال من شکسته

از حریم دلم،رفته رنگ هوس…درد خود به که گویم، در درون قفس

آ ه که دست قضا،بسته پای مرا…روز و شب ز گلویم ناله خیزد وبس

می زنم فریاد…هر چه بادا باد…آه از این طوفان،وای از این بیداد

می زنم فریاد…هر چه باداباد…آه از این طوفان،وای از این بیداد

 

هدیه ای برای عاشق تنها | لينک ثابت | موضوع: |

دوستت دارم گل نازم | |  

می خواهم از ته دل بهت بگم

دوستت دارم دوستت دارم

گل نازم  غیر از تو هیچ کسی رو ندارم

من عاشقتم بی قرارتم دوستت دارم

دلم هرشب با توست بدون  تو میمیرم

دیوونتم گل نازم بی تو من هیچم

دوستــــت دارم گل نازم

 

 

 

 

 

 

هدیه ای برای عاشق تنها | لينک ثابت | موضوع:

ای کاش می توانستم | |  

 

 

 

 کاش می‌توانستم 
 برایت زیباترین غزل‌ها را بسرایم

 ای کاش می‌توانستم  
 دست‌ام را روی شعله‌ی شمع بگیرم 
 چون وینسنت 
 یا کوهی را به تیشه خراش دهم 
 چون فرهاد 

 کاش می توانستم 
 چون مردی عامی 
 سرگشته‌ی کوه 

 زیر آن تک درخت شوخ 
 کنار آن صخره‌ی عبوس 
 رنگ چشمان تو را 
 در سوارخ‌های نی‌لبک‌ام 
 فریاد کنم. 

 

هدیه ای برای عاشق تنها | لينک ثابت | موضوع: |